تبليغاتX
.:14سراج:.
پيام مدير:

 

 
نمونه‎هاى ناگوار از معنای شفاعت (3)
 
 
نوحه، محرم، امام حسین

 شافع روز جزا یا فدایى امت گنهكار؟!

از نظر باورهاى تشیع اینگونه نیست كه معصومینى چون حضرت امام حسین(علیه‎السلام) خودشان را فداى امت گناهكار كرده باشند و این موضوع یعنى فدا شدن رهبر معصوم یكى از بزرگترین اركان اساسى مسیحیت تحریف شده است و اربابان كلیسا اساس دعوت خود را بر فدا شدن مسیح در راه جرائم ملت قرار داده‎اند، واضع چنین تحریفى پولس است كه حقایق انجیل را از بین برده و تحریفاتى را جایگزین آن كرده است، میرزا حسینعلى بها هم در الواح خود مطرح كرده كه حسین بن على(علیهماالسلام) برنامه مسیح را پیش گرفت و خود را فداى جرائم مسلمین نمود.

قرآن كریم و فرهنگ اهل بیت در مقابل فدایى امت كه نصارى براى مسیح مى گویند موضوع شفاعت را ثابت كرده و آن یك نوع آشكار شدن قرب و منزلت شفیع است نزد كسى كه از او درخواست شفاعت شده بدون آن كه سلطنتش را سلب نماید یا به مالكیت او لطمه اى وارد كند و یا فرمانش را علیه مجرم باطل سازد، موضوع فدایى امت درباره حضرت حق از دیدگاه فلسفه و عقل صورت منطقى ندارد و امكان و وقوع آن عملى نیست به علاوه این تحریف آشكار با هدف حضرت امام حسین(علیه‎السلام) در تضادى آشكار است، زیرا آن حضرت فلسفه قیامش را چنین مطرح مى كند: "انى لم إخرج إشرا و لابطرا و لامفسدا و لاظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى، ارید إن آمر بالمعروف و انهى عن المنكر...

(1)؛ به تحقیق كه من از روى جاه طلبى و انگیزه‎هاى شخصى قیام نكرده‎ام، نهضت من به منظور اصلاح امت جدم مى باشد، اراده آن دارم كه به نیكی‎ها امر كنم و از زشتی‎ها نهى نمایم."

و در زیارت آن حضرت مى‎خوانیم:

"إشهد انك قد اقمت الصلاه و آتیت الزكاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر... ."(2)

اگر به راستى بر اساس این تفكر غلط, امام براى نجات گناهكاران كشته شده نعوذبالله آن حضرت وسیله امیدوارى و پشت گرمى این ضلالت پیشگان بوده و به طور غیرمستقیم انجام خلاف ترویج شده است و اصولا حضرت امام حسین(علیه‎السلام) در كربلا آمد تا با گناهكاران و ستم پیشگان و افراد عاصى و طاغى مبارزه كند و شرایط را براى بندگان صالح خداوند و ترویج شعائر خوب فراهم نماید، چنین برداشت نادرستى كه صورت وهن انگیز و خرافى دارد به راستى زمینه‎هاى انحطاط جامعه را فراهم كرده و با مبانى اعتقادى تشیع و اهداف امام حسین(علیه‎السلام) در تباین است و اهانتى آشكار به ساحت با قداست سومین فروغ امامت محسوب مى‎شود و باید چنین اشعارى از متون و اشعار شبیه نامه ها حذف شود تا سوگواریهاى نمایش و شبیه نامه ها به شكل پیراسته‎ترى عرضه گردند.


پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار, ج44, ص;329 مناقب ابن شهر آشوب, ج4, ص89, موسوعه كلمات الامام الحسین, ص291.

2- مفاتیح الجنان.

غلامرضا گلى زواره

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 16:58 |

نمونه‎هاى ناگوار از معنای شفاعت (2)

 

امام خطاب به حضرت على اكبر در مجلس تعزیه شهادت على اكبر(علیه‎السلام):

هیچ مى دانى تو را بهر چه حرمت مى‎كنم

بیش از این لب تشنه‎گان بیش حرمت مى‎كنم

نقد جانت را ندادم مفت از كف غم مخور

در بهاى خون تو فردا شفاعت مى كنم

و در همین تعزیه امام با خداى خویش راز و نیاز مى‎كند:

بزرگوار خدایا تو باش شاهد من

كه بهر امت پیغمبرت ایا ذوالمن

على اكبر خود را شهید مى خواهم

قتیل تیغ سپاه یزید مى خواهم

براى عذر گناهان شیعه پدرم

رضا شدم كه به خون دست و پا زند پسرم؟!

در مجلس تعزیه شهادت احمد بن موسى (شاه چراغ) از زبان شاه چراغ در خصوص شهادت امام حسین:

شهادت بدش در ازل سرنوشت

برد امت مصطفى در بهشت

در مجلس تعزیه شیرافكن از زبان امام حسین(علیه‎السلام):

رضا شدم به شهادت خداى بى همتا

از این جهت كه ببخشى گناه امت را

و در همین تعزیه از زبان امام:

منم حسین على اى خداى كون و مكان

كه جان خویش به راه تو مى كنم قربان

به خوبها تو كلید شفاعتم دادى

بده به امت جدم برات آزادى

در مجلس تعزیه عابس و شوذب امام خطاب به خواهر:

اى خواهر ستم زده اى زینب حزین

بخشد خدا بخون من عصیان مومنین؟!

و در مجلس تعزیه شهادت طفلان زینب امام خطاب به حضرت زینب(علیهاالسلام):

خواهر رضا شدم به چنین ظلم بى كران

تا بگذرد خدا زگناهان شیعیان

در مجلس تعزیه فاطمه صغرى دختر امام:

بزرگوار خدایا به آبروى حسین

بحق گوهر دندان سید ثقلین

ببخش جرم گناهان شیعه پدرم

به آرزوى جوانى كه من بگور برم

در این زمینه مضامین دیگر نیز وجود دارد كه به دلیل پرهیز از اطاله كلام از آوردن آنها اجتناب كردیم.

...

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 16:56 |

نمونه‎هاى ناگوار از معنای شفاعت (۱)

امام حسین،‌محرم

نگارنده با بررسى مجالس متعددى از نسخه‎هاى تعزیه اشعارى را در آنها مشاهده كرده است كه در آنها ماجراى حماسه سازان كربلا و نیز شهادت حضرت امام حسین(علیه‎السلام) بدین دلیل اتفاق افتاده كه امت عاصى در امان باشند:

از زبان جبرئیل خطاب به شبیه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) در مورد فلسفه كشته شدن امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) براى امت عاصى شهید مى‎گردند.

به نزد خالق خود روسفید مى‎گردند 

اگر شفاعت عصیان امتان خواهى

به قتل این دو گل بوستان بشو راضى

و پیامبر در جواب فاطمه زهرا(علیهاالسلام) در سبب كشته شدن این دو سبط رسول:

ز جرم نیست كه اولاد من شهید شوند                     ز معصیت نبود آن كه ناامید شوند

شهید گشتن ایشان رفاه امت ماست                       چرا كه محض امت شهادت شهداست

حضرت على(علیه‎السلام):

اگر براى گناهان شیعیان باشد                                شهید گشتن شان منتى به جان باشد

شبیه امام حسین(علیه‎السلام) به شبیه امام حسن(علیه‎السلام):

نجات شیعه چو موقوف بر شهادت ماست                 اگر رضا نشویم این نه از سعادت ماست

چه مى شود كه كند شرط با من ایزد پاك                 كه چون چكد زگلو خون من به صفحه خاك

به این بریده سر خویش رحم فرماید                        گناه شیعه ما را به ما ببخشاید

در مجلس تعزیه حضرت امیرالمومنین(علیه‎السلام) از زبان ایشان خطاب به امام حسین(علیه‎السلام):

شوى شهید زبیداد كین به كرب و بلا                     

براى شیعه خود جان خود كنى تو فدا

امام حسین در تعزیه شهادت امام:

به خون بهاى من اى كردگار رب غفور

ببخش امت جد مرا به روز نشور

و خطاب به زینب:

مگر نه عهد نمودم به خالق ذوالمن

مگر نه شرط نموده است جد من با من

كه جان خویش فشانم به دشت كرببلا

محرم

شفیع امت عاصى شوم به روز جزا

و این نمونه از زبان امام خطاب به خواهرش:

راضیم در كربلا از بهر جرم شیعیان

در میان خاك و خون افتد زكینه پیكرم

در مجلس تعزیه غلام ترك, امام خطاب به زینب:

از شهادت من شوم, مردان امت را شفیع

از اسیرى تو شوى زنهاى امت دستگیر

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 16:55 |

تحریف معنوى شفاعت

محرم

یكى از تحریفات معنوى كه متاسفانه چون موریانه‌اى خطرناك و خزنده به مضامین مرثیه‌ها و متون سوگنامه‌ها، خصوصا اشعار تعزیه، راه یافته است و همچون تارهاى عنكبوتى بر این نمایش زیباى مذهبى پنجه افكنده این است كه در این مضامین چنین به شنونده و یا تماشا كننده صحنه‌هاى سوگواری‌هاى نمایشى (تعزیه) القا مى‌شود كه تمام مصائب و رنج‌هایى كه بر پیامبران و اهل‌بیت عصمت و طهارت وارد شده براى این بوده كه امت گناهكار نجات یافته و آن وجودهاى پاك با تحمل این صدمات، قدرت شفاعت براى خلافكاران امت خویش را كسب كنند.

این تحریف هدف والاى ائمه را عقیم جلوه داده و به گناهكاران مجوزى براى ادامه شرارت‌هاى خود مى‌دهد و یا حداقل فكر توبه و بازگشت از معاصى گذشته را از ذهن آنان دور مى‌نماید و در مقابل افرادى كه راه تكامل معنوى را با تحمل مشقات و دشواری‌هایى طى مى‌كنند از ادامه فعالیت معنوى خود دست بر مى‌دارند و كمتر دنبال نیكی‌ها مى‌روند و بدینگونه شفاعتى كه عامل نیرومند و سازنده‌اى در تكامل تربیتى است به صورت عاملى بازدارنده و تخریب كننده معرفى مى‌شود و اگر قبول كنیم كه ائمه و صالحان و معصومین فداى امت گناهكار شده‌اند نعوذ بالله كلاه سر كسى مى‌رود كه شیعه باشد اما گناه نكند و نامه اعمالش سیاه نباشد، زیرا ماده‌اى براى تبدیل به حسنات ندارد.

نوح نبى (علیه‎السلام) پس از تحمل نُه قرن فداكارى و تحمل بار سنگین مسوولیت نجات قومى كه به زوال محكوم است در آن هنگامى كه مشغول انتقال وحوش و طیور به كشتى‌اش مى‌باشد تا آنان را از طوفان بلا نجات دهد، مشاهده مى‌كند كه نور چشمش در غرقاب هلاكت دست و پا مى‌زند و دارد خفه مى‌شود، از خدا مى‌خواهد (آن هم با تضرع و التماس) كه او را به پدر پیرش ببخشد و اجازه دهد به كشتیى كه از هر جانورى جفتى در آن قرار گرفته‌اند بیاید ولى طبق نص قرآن جواب رد مى‌شنود و به او ندا داده مى‌شود كه او اهل تو نیست، عناصر آلوده و گرفتار معاصى، عزیزتر از فرزند نوح نمى‌باشند و آنان از پل صراط نخواهند گذشت مگر آن كه در این جهان فن عبور از آن را آموخته باشند و شفیع یكى از راهنمایان این افراد است، حضرت امام حسین علیه‌السلام شفیع انسانى مى‌شود كه عشق و معرفت به او، حماسه او و فداكارى امام و یارانش او را از بیراهه‌هاى جهل و تباهى و ذلت‌هاى رذیلانه روزگار نجات داده باشد.

 

غلامرضا گلى زواره

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 16:54 |

تعریفی غلط از شفاعت

محرم

متاسفانه شفاعت، این حقیقت ارزنده بر اثر برخى برداشت‌هاى غلط به گونه‌اى معرفى شده كه گویا شفاعت نوعى مداخله در كار خداوند است و شفاعت كنندگان به گونه‌اى قصد توجیه كردن اعمال خلاف افراد را دارند و گروهى را از مجازات نجات مى‌دهند كه عدالت الهى در صدد انتقام گرفتن از آنان بوده است. و اینگونه تفسیر سوء موجب آن مى‌شود كه افراد به امور خیر و كمالات كمتر گرایش یابند و از سوى دیگر جرات خلاف‌كارى در آنان تقویت شود و جامعه‌اى كه چنین تصورى از شفاعت دارد مورد تایید اهل‌بیت نمى‌باشد. به علاوه مسلمانـان اگـر با چنین نگرشى پیش روند به انسان‌هایى سست اراده تبدیل مى‌شوند و براى پذیرش ذلت آماده‌ترند و عقب افتادگى آنان مسلم است.

از مفاسد خطرناك این برداشت بد؛ دستاویزهایى است كه براى دشمنان اسلام فراهم مى‌كند تا آنان با حملات خویش به اعتقادات چنین جوامعى به مقصد خویش برسند كما این كه فرقه منحط وهابیت به این اصل مسلم اسلامى تاخته و چون ماهیت حقیقى آن براى وهابیان روشن نیست یا به دلیل بیمارى درونى و خصوصیت كینه‌توزى كه دارند نمى‌خواهند مفهوم واقعى آن را درك كنند.

به فرمایش علامه طباطبایى: شفاعت از مصادیق سببیت است و شخص متوسل به شفیع در واقع مى‌خواهد سبب نزدیك‌تر به مسبب را واسطه كند میانه مسبب و سبب دورتر تا این سبب جلو تاثیر آن سبب را بگیرد.

به فرمایش علامه طباطبایى: شفاعت از مصادیق سببیت است و شخص متوسل به شفیع در واقع مى‌خواهد سبب نزدیك‌تر به مسبب را واسطه كند میانه مسبب و سبب دورتر تا این سبب جلو تاثیر آن سبب را بگیرد.(1)

شفاعت برنامه‌اى نیست كه همه عاصیان را بدون هیچ گونه قید و شرطى نجات دهد و در بعضى، مایه‌هاى جرات به خلاف را قوت بخشد، رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرموده‌اند: مومن كسى است كه اطاعت و اعمال خوب، وى را شاد نماید و اعمال گناه محزونش كند و اگر فردى از نافرمانى در برابر خدا نترسد و در حین ارتكاب معاصى هیچگونه بیمى به دل راه ندهد او را نمى‌توان در زمره اهل ایمان محسوب نمود و چنین فردى به شفاعت نایل نمى‌گردد.(2)

برخى شاید چنین تصور كنند كه روز رستاخیز شافعان راستین الهى گناهكاران را زیر بال و پر شفاعت خود قرار خواهند داد و همه آنها از حوزه معنویت و نورانیت شافعان برخوردار شده و در كانون وجود آنها جهشى به سوى پاكى پیدا خواهد شد ولى به تعبیر آیة الله جعفر سبحانى آنان در این اندیشه سخت در اشتباهند، زیرا شفاعت شافعان واقعى از آن كسانى است كه در روح و روان آنان نیروى جهش به سوى كمال و پاكى باشد، ولى كسانى كه در سراسر وجود آنان نقطه قوت و كمالى پیدا نمى‌شود هرگز نورانیت شافعان وجود تاریكشان را روشن نخواهد كرد.(3)

 

غلامرضا گلى زواره

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 16:53 |